بحران آب به مشهد رسید و فلات مرکزی ایران در خطر جدی قرار گرفت

پایتخت ایران و بسیاری از کلانشهرها با بحران کمآبی پیشرونده، کاهش بیسابقه ذخایر آب و خطر جدی جیرهبندی و تخلیه روبهرو شدهاند.
بررسی وضعیت منابع آبی کشور نشان میدهد شهر تهران بالاترین ریسک را از لحاظ کمبود آب دارد و این وضعیت بحرانی بر جمعیتی بالغ بر ۱۰ میلیون نفر تاثیر مستقیم گذاشته است. طبق ارزیابیها، آب سدهای اصلی تامینکننده مانند لتیان، امیرکبیر و لار در آبان ۱۴۰۴ به سطوح ذخیره بسیار پایین، کمتر از ۱ تا ۸ درصد، رسیدهاند که وضعیت هشدار کمبود آب را در این کلانشهر به شدت افزایش داده است.
رئیسجمهور نسبت به احتمال جیرهبندی از آذر ۱۴۰۴ و در صورت تداوم شرایط خشکسالی، خطر تخلیه احتمالی پایتخت هشدار داده است. این وضعیت اضطراری در حالی رخ داده که مشهد به عنوان دومین کلانشهر کشور نیز در وضعیت بحرانی سدها با ظرفیت ۳ تا ۵ درصد و وابستگی شدید به چاههای پرمصرف روبهرو است.
در اصفهان نیز خشکی رودخانه زایندهرود و پمپاژ زیاد چاهها منجر به وابستگی مطلق به طرحهای انتقال آب و منابع زیرزمینی شده و بیشترین تنش آبی را در مرکز ایران رقم زده است. یزد و استانهای مرکزی با دسترسی محدود به آب و قطعیهای مکرر مواجهاند.
ایران در سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ وارد ششمین سال متوالی خشکسالی شده است. پوشش برف که یک منبع حیاتی برای تغذیه آب در بهار و تابستان محسوب میشود، به طور چشمگیری کم شده است. اگر زمستان ۱۴۰۴ با کمبود بارندگی ادامه یابد، تهدید بحران عمیقتر خواهد شد. طی این مدت تخلیه بیرویه منابع زیرزمینی عامل اصلی فرونشست زمین و صدمه به زیرساختهایی مانند جادهها، خطوط گاز و زمینهای فرودگاه بینالمللی بوده است.
مصرف آب کشاورزی معادل ۸۰ تا ۹۰ درصد کل آب شیرین کشور باقی مانده و استفاده غیرکارآمد از آب در این بخش و سیاستهای حمایت از خودکفایی غذایی موجب مصرف بالا در مناطق خشک و تشدید کمبود آب شده است. کاهش آب در سدها، تولید برقآبی را هم مختل و وابستگی انرژی را با اختلال روبهرو ساخته و بحران آب، انرژی و ناپایداری اقتصادی را همزمان دامن زده است.
- حوضه فلات مرکزی و دشتهای پرجمعیت، به دلیل برداشت گسترده آب زیرزمینی و خشکسالی مزمن، بیشترین تنش آبی را دارا هستند.
- حوضه دریاچه ارومیه دچار خشکسالی اکولوژیکی، استخراج غیرقانونی آب از ۴۸۰۰۰ حلقه چاه و ساخت سدها شده و طوفان نمک سلامت و کشاورزی اطراف را تهدید میکند.
منابع آب تجدیدپذیر سالانه کشور در سال ۱۴۰۴ کمتر از ۸۰ میلیارد متر مکعب برآورد میشود؛ این مقدار تقریباً نصف میانگین تاریخی ۱۳۰ میلیارد متر مکعب است و برداشت سالانه در حدود ۹۰ تا ۹۶ میلیارد متر مکعب قرار دارد که از حد پایداری فراتر رفته است. آمارها نشان میدهد که ۵۳ تا ۶۰ میلیارد متر مکعب از این میزان از منابع زیرزمینی استخراج میشود؛ این برداشت ۶۵ درصد بیشتر از ظرفیت قابل شارژ است و سالانه ۲۰ تا ۳۰ میلیارد متر مکعب کسری تولید میکند.
سهم بخش خانگی و صنعتی از مصرف آب تنها به ۶ و ۲ درصد محدود است و باقی آب مصرف کشور عملاً صرف کشاورزی میشود. اتلاف تجمعی آب در فاصله سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۴۰۰ حدود ۲۱۱ میلیارد متر مکعب برآورد شده است.
در تهران، سرانه مصرف روزانه آب بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ لیتر برای هر نفر گزارش شده که ۲ تا ۳ برابر میانگین اروپا است. کاهش برداشت آب به کمتر از ۴۰ درصد سطح پایدار ضرورت یافته است. افزون بر این، کاهش بارش نسبت به میانگین بلندمدت، بحران آبی را تشدید کرده است.
برای جبران کسری آب انباشتهشده، کشور نیازمند دستکم ۲۳۵ میلیمتر بارش است، در حالی که متوسط بارش سال گذشته تنها ۱۴۲ میلیمتر و ۳۹ درصد کمتر از میانگین بلندمدت بوده است. استان تهران حداقل به ۲۸۰ میلیمتر بارش نیاز دارد.
به منظور جلوگیری از جیرهبندی و هشدارهای تخلیه کلانشهری تا پایان سال آبی، بارندگیها باید حداقل ۳۰ تا ۵۰ درصد بیش از متوسط باشد و میزان بارش سراسری باید به ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر برسد. همزمان وجود برف سنگین و پایدار به ویژه در کوهستانها بسیار مهم ارزیابی شده اما پیشبینیها نشاندهنده دشواری دستیابی به این مقدار بارش است.
بارشهای سنگین فقط در کوتاهمدت میتواند ذخیره سدها را بهبود دهد، اما بحران آب همچنان پابرجا خواهد ماند. منابع زیرزمینی با نرخ ۲۰ تا ۲۸ میلیارد متر مکعب سالانه تخلیه میشوند. برای احیای سفرههای ژرف، دههها پمپاژ کمتر و مدیریت دقیق لازم است. حتی در صورت بارندگیهای بیسابقه، الگوی مصرف پرمصرف فعلی موجب تخلیه سریع سدها و منابع زیرزمینی میشود و تبخیر بالا حجم زیادی از بارش یا آب ذخیرهشده را از بین میبرد.
جمعبندی بررسیها نشان میدهد راهحل اصلی بحران، کاهش مصرف به ویژه در بخش کشاورزی و تغییر الگوهای مدیریت آب است؛ این موضوع مستقل از شرایط بارندگی سالانه است.





